محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

101

يحيى بن عمر علوى ( فارسى )

بودند ) نيز اسير يا كشته شدند . « 1 » اندكى بعد ، به سال 251 ه . ق ، برادرزاده ابوالحسين يحيى ، ابوعبدالله حسين بن احمد محدث كه از علماى طالبيان و به انساب آنان آگاه بود و مدتى در حجاز سكونت داشت ، به عراق بازگشت و در بغداد نزد خليفه المستعين عباسى رفت . وى در اين ديدار از خليفه خواست تا شخصى را مسئول امور طالبيان در ديوان قرار دهد كه نسبى شريف داشته باشد و حرمت اين خاندان را نگه دارد و طالبيان در كارهاى ديوانى خويش ، به او مراجعه كنند و از مراجعه به تركان كه اغلب ، مشاغل ديوانى و لشكرى داشتند و به شئون اجتماعى افراد توجهى نمىكردند ، بىنياز شوند . المستعين ، نظر ابوعبدالله را پسنديد و براى پرهيز از تكرار واقعه‌اى چون قتل يحيى بن عمر ، در مشورت با بزرگان و از جمله اشراف طالبيان ، ابوعبدالله حسين بن احمد را به اين سمت برگزيد و او را « نقيب طالبيان » ناميد . اين نخستين بار بود كه ميان اشراف بنىهاشم ، كسى به نقابت مىرسيد . پس از وى نيز براى مدتى نقابت طالبيان ، در خاندان وى باقى ماند . « 2 » منابع بسيارى از او به عنوان نقيب طالبيان و عالم و نسابه

--> ( 1 ) . تاريخ الأمم والملوك ، طبرى ، ج 9 ، صص 154 ، 161 و 266 ؛ مروج الذهب ، مسعودى ، ج 4 ، صص 147 - 149 ؛ الكامل ، عزالدين ابن اثير ، ج 5 ، ص 314 . ( 2 ) . عمدة الطالب ، ابن عنبه ، ص 274 ؛ زَهرة المقول ، ابن شدقم ، صص 76 و 77 .